به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، در نشست علمی و بصیرتی «مردم در قلب میدان» که به همت پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم امروز دوشنبه ۳۱ فروردین ماه به صورت حضوری و برخط در سالن جلسات کوثر این پژوهشگاه برگزار شد، پژوهشگران به تبیین ابعاد مختلف حضور مردم در جنگ رمضان پرداختند. در این نشست تأکید شد که کشورهای حاشیه خلیج فارس، کشورهای بیملت هستند، این در حالی است که ملت ایران مهمترین نقش را در تعیین سرنوشت خود دارند. همچنین تأکید شد که اقشار متوسط و پایین ایران دیندارتر و میهنپرستتر از سایر اقشار و حکمرانان در کشور هستند.
در این نشست علمی که به دبیری رضا عیسی نیا، عضو هیئت علمی این پژوهشگاه برگزار شد، اساتیدی همچون، شریف لکزایی، احمدرضا یزدانی مقدم، رسول نوروزی، مهدی فصیحی، احمد اولیایی، علی اکبری معلم، مختار شیخ حسینی، علی اصغر اسلامی تنها و رضا عیسی نیا به بیان نکاتی پیرامون راهپیمایی های بصیرت و حضور میدانی آحاد مردمی در میادین و خیابان ها ارائه شد.
رسول نوروزی، پژوهشگر علوم سیاسی در سخنانی با بیان اینکه سه لایه نخبگانی، رسانه و مردم تا قبل از جنگ رمضان در شناخت مردم گرفتار تقلیلگرایی بودند، گفت: بسیاری از مؤلفههای مردمی در نظر گرفته نمیشد لذا در برنامهریزی، قانونگذاری و در مواجهه رسانهها و نهادها با مردم تأثیر گذاشته بود و به نظر میرسد باید همه لایههای گفته شده با تواضع سراغ مردم بروند و مردم را از نو بشناسند.
وی افزود: این جنگ نشان داد لایه متوسط و لایه آسیبپذیر جامعه دو باور محکم دارند یکی باور به کشور و میهن و دیگری باور به دین و این اقشار از لایه حکمرانی ما میهنپرستتر و دیندارتر هستند. بسیاری از مردمی که این شبها به میدان آمدهاند هم میهندوستتر و هم دیندارتر از لایههای بالایی جامعه و نخبگان و مدیران هستند.
نوروزی بیان کرد: ما باید تلاش کنیم تا این فاصله بین مردم و نخبگان و مدیران کشور کمتر و رفع شود. امروز اگر کسی بخواهد از بانک قرض بگیرد، قوانین سختگیرانهای اعمال میشود که انسان میپرسد آیا در جامعه دیندار باید این رفتارها وجود داشته باشد ولی وقتی از مردم عادی قرض بگیریم این سطح سختگیری وجود ندارد. در فضای میهنپرستی هم این رویه وجود دارد و مردم عادی اهتمام بیشتری به حفظ کشور دارند.
پژوهشگر علوم سیاسی با بیان اینکه مواجهه ما با مردم زین پس باید فاخرتر باشد، گفت: ما با انسانی مواجهیم که از یک جامعه متمدن برآمده است و دو ویژگی باور به میهن و دین دارد و این تصویر تا وقتی در رسانه، قانونگذار، دانشگاه و نهادهای ما ایجاد نشود یعنی شناخت درستی از مردم وجود ندارد.
وی ادامه داد: معتقدم شعور و درک مردم در لایههای عمومی از لایه نخبگانی، رسانه و مسئولان نیز بالاتر است و اگر قوانین و نحوه اداره کشور مردمیتر شود، بسیاری از آسیبهای حکمرانی هم برطرف خواهد شد.
نوروزی بیان کرد: امروز دانشگاهیان، دانشجویان و رسانههای ما باید به کف میدان بروند و از مردم بیاموزند. نخبه دانشگاهی، رسانه و حکمران باید مفهوم شجاعت را بفهمد و به تصویر بکشد. کسی که پای لانچر و در میدان نبرد است خیلی شجاع است ولی این انسان شجاع سالیان سال برای این کار آموزش دیده است و شجاعت جزء شغل اوست ولی کسی که در طبقه ۵ یک ساختمان بی پناه مانند بیمارستان نشسته و محتمل است که به آنجا حمله شود و با این وجود پای کار بیماران ایستاده است، شجاعت بیشتری دارد.
نوروزی اظهار کرد: حکمرانی ما به گونهای است که پارک زنانه در قم درست میکنیم ولی نگهبانان آن و متولیان نگهداری پارک، مردان هستند و این تناقض در مدیریت است و نشانه اینکه تصور میکنیم زنان نمیتوانند امنیت خود را در یک پارک تأمین کنند. معتقدم این تناقضات در مدیریت کشور باید از بین برود و مفهوم مردم باید بازشناسی شود و حکمرانان و قانونگذاران کشور متواضعانه سراغ مردم بروند و از آنان بیاموزند. یکی از شکایات همیشه مردم رفتارهای متناقض در مدیریت کشور است چون خود مردم این تناقضات را ندارند لذا باید بیشتر به مردم اعتماد کنیم.
رونمایی از دشمنان حقیقی ایران
در ادامه حجتالاسلاموالمسلمین مهدی فصیحی، محقق پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در سخنانی با بیان اینکه با این جنگ انقلاب درونی در مردم رخ داد که اینگونه برانگیخته شدند، گفت: به نظر بنده چند مرحله برای این اتفاق ایجاد شد؛ اول اینکه جنگ رمضان از دشمن حقیقی و واقعی رونمایی کرد. در سالیان قبل شاهد سخنان بسیاری از رهبری مبنی بر دشمنشناسی بودیم و این اتفاق نشان داد دشمن واقعی آمریکا و اسرائیل است نه یک سری مشکلات ساختاری که در کشور وجود دارد که البته باید اصلاح شود.
وی افزود: فرایند دیگر، آرمان مشترک است. در این جنگ پرچم محور اتحاد مردم قرار گرفت. پرچم نماد ملی است و این نشان میدهد همه مردم بر حفظ تمامیت ارضی کشور اتفاق نظر دارند. فرایند دیگر ایجاد شعار مشترک است. شعار از نمادهای تشخیص ماهیت انقلاب است؛ شعارها سلبی نبودند و ایجابی بودند. در این جنگ به شدت شعارها ایجابی بود یعنی ما مقاومت میکنیم و عزت ملی میخواهیم تا ذلیل نشویم.
حجتالاسلاموالمسلمین فصیحی با بیان اینکه فرایند چهارم هم تمرکز اراده مردم بر اهداف مشترک و حضور حماسی در میدان است، اظهار کرد: من از ادبیات شعاری پیروزی و شکست استفاده نمیکنم زیرا باید برآوردهای دقیق نظامی داشته باشیم ولی مسلم این است که تا اینجا اراده ملت ایران شکست نخورده است. آنچه ادامه راه را تضمین میکند تداوم این چهار مرحله است؛ یعنی اول دشمن را گم نکنیم؛ دوم آرمان مشترک را فراموش نکنیم؛ سوم شعار مشترک و چهارم هدف مشترک و اراده متمرکز را فراموش نکنیم.
مردم؛ بزرگترین سرمایه ایران
مختار شیخ حسینی، رئیس پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی هم در سخنانی با بیان اینکه مردم بزرگترین داشته جمهوری اسلامی ایران است که کشورهای حاشیه خلیج فارس از این نعمت بزرگ محروم هستند، گفت: از ایده دکتر مصباحی، اندیشمند ایرانی که سالیان سال در آمریکا تدریس دارد الگو میگیرم که گفته است، ایران همیشه در جنگها تنها بوده است و همواره تکیه بر درون کرده است و همین سبب شده است تا بتواند مرزهای خود را حفظ کند. از منظر وی، ایران همیشه تنهایی استراتژیک داشته و حامی راهبردی در سطح قدرتهای جهانی نداشته است.
وی افزود: ما امروز با حریفان بی ملت مواجهیم؛ کشورهای خلیج فارس عمدتاً فرایند دولت ملت را طی نکردهاند؛ قطر فقط ۳۰۰ هزار شهروند بومی دارد، امارات از جمعیت ۱۰ میلیونی خود یک میلیون بومی و بحرین ۷۰۰ هزار نفر و پایه شکلگیری و توسعه این کشورها بر پایه مهاجرانی است که تعلقی به این خاک و کشورها ندارند و فقط بستر اقتصادی جذابی برای هنرمندان، صنعتگران و سرمایهداران است که تا سود و پول وجود دارد، هستند و وقتی مشکل ایجاد شود، به کشورشان کوچ میکنند.
شیخ حسینی تصریح کرد: مردم این کشورها در لحظه بحران کشور میزبان را ترک کردند ولی در ایران چنین نیست؛ اکنون در کشورهای حاشیه خلیج فارس مثلاً کویت مصوبه داد و براساس آن سه هزار نفر سلب تابعیت شدند، در حالی که ایران تاکنون از شهروندانش که در کشورهای بیگانه علیه مردم اقدام کردهاند، هم سلب تابعیت نکرده است چون شهروندی در ایران عمق دارد که در کشورهای خلیج فارس نیست.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی اظهار کرد: مسئله دیگر درونزا بودن همه چیز در ایران است؛ در کشورهای حاشیه خلیج فارس وقتی ملت نیست همه چیز برونسپاری میشود. مثلاً افراد زیادی از بازنشستگان نیروهای مسلح برخی کشورها از امارات پول میگیرند تا امنیت برای آنان برقرار کنند و یا یک پروژه نظامی را در بیرون این کشور اجرا کنند ولی در ایران یک سرباز در پای لانچر دست و پای خود را فدا میکند.
وی ادامه داد: کشورهای حاشیه خلیج فارس همگی توسط قوم و قبیلههای مسلط مانند آل خلیفه و ... اداره میشود و مردمسالاری وجود ندارد ولی در ایران مردم تعیینکننده سرنوشت خودشان هستند. اگر امروز آمریکا تصمیم بگیرد حاکمان این کشورها را عوض کند یک روزه این تغییر رخ خواهد داد ولی در ایران امروز ۵۰ روز از شهادت رهبر میگذرد و ساختار همچنان پابرجاست.
شیخ حسینی افزود: اگر تجربه جنگ رمضان را با کشورهای حاشیه خلیج فارس مقایسه کنیم بهترین داشته نظام اسلامی حضور مردم است و همین عنصر مهمترین نداشته این کشورها است که به بیرون میسپارند و همیشه برگ برنده با کشوری است که درونزایی و درونگرایی دارد.
همچنین شریف لکزایی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، اظهار کرد: لایه اول این بحث، بنیان روانشناختی است که براساس آن، انسان ایرانی در مواجهه با بحرانها زندهتر و پویاتر میشود و انسجام و همبستگی او افزایش مییابد. این ویژگی، انسان ایرانی را در مقایسه با جوامع دیگر متمایز میکند.
وی افزود: در طول تاریخ نیز شاهد بودهایم که ملت ایران در بزنگاههای بحرانی، توانسته خود را به شکلی متفاوت نشان دهد و از کیان کشور محافظت کند. از منظر فلسفه اسلامی، بحرانها نه یک تهدید، بلکه محرکی متعالی برای رشد و شکوفایی انسان محسوب میشوند. این در حالی است که انسان مدرن غربی در بحران دچار فروپاشی عصبی میشود.
این عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، هویت ایرانی ـ اسلامی را براساس «حرکت جوهری» تعریف کرد و گفت: در این نگاه، بحران مساوی با تمرین رشد و تعالی است و تهدیدها به معنای آشکارسازی ظرفیتهای نهفته تلقی میشوند. فشارهای رسانهای، روانی، اقتصادی و نظامی، درواقع بیداری غریزه جمعی برای بقا و تعالی را به همراه دارند.
لکزایی جنگ غزه را مثال عینی این موضوع دانست و بیان کرد: تصور رسانههای معاند مبنی بر انفعال و تسلیم جامعه با انتشار اخبار اصابت، خلاف واقعیت بود. آنچه رخ داد، حضور پویاتر مردم در قلب میدان، چه در فضای حقیقی و چه مجازی، با شعارها و نمادهای مقاومت بود. این رویدادها، به جای تضعیف، منجر به بازتولید هویت جدید ایرانی و تکمیل هویتی شد که پس از انقلاب اسلامی شکل گرفته بود.
وی با بیان تمایز این نگاه با دیدگاههای پوپولیستی و نخبهگرایانه تصریح کرد: در نگاه غربی، مردم یا تودههای قابل هدایت هستند یا مصرفکنندگان منفعل اخبار. اما در فلسفه اسلامی، مردم نه یک مفهوم انتزاعی، بلکه کانون اراده و تصمیمسازی هستند. به یک معنا، مردمسالاری یعنی خروج از حالت تماشاگری و ورود به صحنه تعیین سرنوشت.
حجت الاسلام احمد اولیایی، در سخنانی به مفهوم «زیستسیاست» میشل فوکو اشاره کرد و گفت: دشمن تلاش میکند با هدف قرار دادن تجربه زیسته مردم و ایجاد فضای رعب و هراس در زندگی روزمره، جامعه را به عقبنشینی وادارد. اما حضور مردم در این شبها نشان داد که این زیستسیاستِ مبتنی بر تهدید، با شکست مواجه شده است؛ چرا که مردم نه تنها مرعوب نمیشوند، بلکه هراس را کنار زده و آن را به «مقاومت روزمره» تبدیل میکنند.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با ارجاع به نظریه «تعهد باورپذیر» شلینگ، توضیح داد: این نظریه به معنای ایجاد موقعیتی است که در آن راهی جز پیروزی باقی نمیماند. حضور مردم در قلب میدان، در واقع ایجاد یک «تعهد باورپذیر» برای دفاع از آرمانهای انقلاب است که تمامی محاسبات دشمن را در عرصههای نظامی و روانی به هم میزند و نشان میدهد ملت ایران برای حفظ کیان خود، با تمام وجود در صحنه ایستاده است.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، به تشریح ابعاد حضور مردم در عرصههای اجتماعی و تأثیرات آن بر معادلات داخلی و بینالمللی پرداخت و گفت: حضور مستمر و فداکارانه مردم در میادین مختلف، اعم از کنشگری اجتماعی، کمک به دیگران و یا حضور در صحنههای حساس، تعهدی باورپذیر در ذهن دشمن ایجاد میکند که نشان میدهد این ملت، شکست را نخواهد پذیرفت.











نظر شما